تبلیغات
دست نوشته های زندگی - زیباترینها...
جمعه 21 اسفند 1388

زیباترینها...

   نوشته شده توسط: قطره باران    

سلام

امروز واستون از کتاب هایی که دوستام یا خودم خوندم،

جملات زیباشونو می نویسم واستون:

انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش غریبه باشد، می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند...

اگر خورشید بمیرد، اوریانا فالاچی

***

باور داشتن، چیزی است و عمل کردن, چیز دیگری است. بسیاری همچون دریا سخن می گویند اما زندگی شان مرداب راکدی است. دیگرانی سر خویش را بر فراز قلل کوه بلند می کنند، و حال آنکه جانهایشان به دیوار های تیره و تار دخمه ها بند است.

جبران خلیل جبران

***

در یک نظر سنجی از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه ی جالبی به دست آمد از این قرار...

سوال: نظر خودتونو راجع به راه حل کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟ و کسی جوابی نداد....

چون در افریقا کسی نمی دانست غذا یعنی چه؟ در آسیا کسی نمی دانست نظر یعنی چه؟ در اروپای شرقی کسی نمی دانست صادقانه یعنی چه؟ در اروپای غربی کسی نمی دانست کمبود یعنی چه؟ در آمریکا کسی نمی دانست سایر کشورها یعنی چه ؟؟؟


***

عشق را از عشقه گرفته اند و آن گیاهی است که در باغ پدید آید در بن درخت.اول بیخ در زمین سخت کند٬پس سر برارد و خود را در درخت می پیچد و هم چنان می رود تا جمله درخت را فرا گیرد.و چنانش در شکنجه کند که نم در درخت نماند٬و هر غذا که به واسطه ی آب و هوا به درخت می رسد به تاراج می برد تا آنگاه که درخت خشک شود....

سلوک/محموددولت آبادی/ص ۲۸

***

سرتاسر تاریخ را اغلب به صورت چیزی در حد یک کتاب مصور یافتم که نیرومند ترین و بیهوده ترین خواست ها و امیال انسانی را به تصویر کشیده است.یعنی میل به فراموشی...

سفر به سوی شرق - هرمان هسه

***

بعضی از کلمات با بی خیالی بر زبان جاری می شود ناگهان جنبه ای اسرار آمیز و سرنوشت ساز به خود می گیرد. سنگین می شود به صورت عجیبی سنگین میشود از گوینده پیشی می گیرد و در جایی در لحظه ی نا معینی از آینده حجره ای اتاقی را می شکافد و با دقت و قطعییتی هراس انگیز به خود گوینده اصابت می کند.از پچ و پچ های بی سر و تهی که ضمن یک گپ زدن بی فکر و تامل برزبان جاری می شود و بیش از همه از بین کلمات سنگین و بی رنگ و بویی که در کنار قطارهایی که به دامان مرگ می شتابند رد و بدل می شوند.گاهی کلمه ای عبارتی همچون موجی از سرب به گوینده که ناگهان قدرت هراس انگیز و ضمنن سرمست کننده ی هر چیزی را که تقدیر اسا و سرنوشت ساز است دریافته باز می گردد. .....

قطار به موقع رسید/هاینریش بل /ترجمه ی کیکاووس جهانداری/ص 6

***

"تمام حیوانات با هم برابرند، اما برخی حیوانات برابرترند"

قلعه حیوانات - جرج ارول

***

ما هرگز از آنچه نمی دانستیم و از کسانی که نمی شناختیم ترسی نداشتیم. ترس ، سوغات آشنایی هاست..

شهری که دوست می داشتم - نادر ابراهیمی

***

وقتی انسان چیزی بخواهد همه دنیا دست به دست میشوند تا به ان برسد ...

صفحه 110كتاب كیمیاگر از پائولو كوئیلو

تاریك‌ترین ساعت شب، ساعت قبل از طلوع آفتاب است...

صفحه 127كتاب كیمیاگر از پائولو كوئیلو